سوره بقره، آیه 46
آیا این ظن یعنی که گمان میکنند و مطمئن نیستند؟ چرا از کلمه (یظنون) استفاده شده و مثلا نفرموده (یوقنون) ؟
تسنیم:
ظنّ در یظنّون به معناى یقین است، نه گمانى که قسیم یقین و در برابر آن است
تعبیر به یظنون به جاى یوقنون چند گونه قابل توجیه است.
1- براى اشاره به این که علم قطعى انسان در برابر علم خداوند ناچیز و به مثابه گمان است.
2- براى اشاره به این نکته که احتضار و مرگ و قیامت چنان دردناک است که گمانش نیز براى خاکسار شدن انسان کافى است ؛ چنان که گفته شده:قوّت محتمل، سبب تقویت احتمال مى شود؛ مانند این که احتمال مسموم بودن غذا سبب پرهیز از آن مى شود، گرچه احتمال آن ضعیف باشد. محتمل در موضوع مورد بحث، یعنى قیامت چنان قوى است که احتمال ضعیف آن نیز براى رعایت جانب احتیاط کافى است. خداوند در وصف قیامت مى فرماید: روزى که از شدت سختى، کودک را پیر مى کند: یوماً یجعل الولدان شیباً(417) و از هر چیزى مصیبت بارتر و تلخ تر است: والساعة أ دهى و أ مّر (418). احتمال یا گمان چنین روزى براى خشوع کافى است، چه رسد به یقین و علم به آن.
3- ظنّ نام مطلق اعتقادى است که بر اساس آماره و دلیل پدید آید که گاهى قوّت مى یابد و تا حدّ علم و یقین بالا مى رود و گاهى ضعیف مى شود و تاحدّ توهّم و خیال تنزّل پیدا مى کند. آیه مورد بحث از قبیل اوّل است ؛ یعنى به معناى اعتقاد در حدّ یقین است.(419)
4- ظنّ به معناى رجا باشد و یظنّون أ نّهم ملاقوا ربّهم یعنى یرجون لقاء ربّهم. در نتیجه این آیه هم آواى آیه فمن کان یرجوا لقاء ربّه فلیعمل عملاً صالحاً و لایشرک بعبادة ربّه أ حداً(420) است که براساس آن، هر کس امید به لقاى پروردگارش دارد باید اهل عمل صالح باشد و کسى را در عبادت شریک پروردگارش قرار ندهد. محتواى آیه مورد بحث این خواهد بود: کسانى که امید لقاى پروردگارشان را دارند و به بازگشت به سوى او امیدوارند از قلبى خاشع برخوردارند.
(الذین یظنون انهم ملاقوا ربهم ) الخ ، این مورد اعتقاد بآخرت ، موردى است که هر کس باید بدان یقین حاصل کند، همچنانکه در جاى دیگر فرموده : (و بالاخره هم یوقنون )، با این حال چرا در آیه مورد بحث مظنه و گمان بآن را کافى دانسته ؟ ممکن است وجهش این باشد که براى حصول و پیدایش خشوع در دل انسان ، مظنه قیامت و لقاء پروردگار کافى است ؟ چون علومى که بوسیله اسباب تدریجى بتدریج در نفس پیدا میشود، نخست از توجه ، و بعد شک ، و سپس بترجیح یکى از دو طرف شک ، که همان مظنه است پیدا شده ، و در آخر احتمالات مخالف بتدریج از بین م ى رود، تا ادراک جزمى که همان علم است حاصل شود.
و این نوع از علم وقتى بخطرى هولناک تعلق بگیرد باعث غلق و اضطراب و خشوع نفس میشود، و این غلق و خشوع از وقتى شروع میشود، که گفتیم یکطرف شک رجحان پیدا مى کند، و چون امر نامبرده خطرى و هولناک است ، قبل از علم بآن ، و تمامیت آن رجحان ، نیز دلهره و ترس در نفس مى آورد.
پس بکار بردن مظنه در جاى علم ، براى اشاره باین بوده ، که اگر انسان متوجه شود باینکه ربى و پروردگارى ، دارد که ممکن است روزى با او دیدار کند، و بسویش برگردد، در ترک مخالفت و رعایت احتیاط صبر نمى کند، تا علم برایش حاصل شود، بلکه همان مظنه او را وادار باحتیاط مى کند.
در تفسیر عیاشى نیز از على علیه السلام روایت کرده ، که در ذیل آیه (الذین یظنون انهم ملاقوا ربهم ) الخ ، فرموده : یعنى یقین دارند باینکه مبعوث میشوند، و مراد بظن در این آیه یقین است .
در آخرین آیه مورد بحث خاشعان را چنین معرفى مى کند (همانها که مى دانند پروردگار خود را ملاقات خواهند کرد و به سوى او باز مى گردند) (الذین یظنون انهم ملاقوا ربهم و انهم الیه راجعون ).
(یظنون ) از ماده (ظن ) گاه به معنى گمان و گاه به معنى یقین مى آید و در اینجا مسلما به معنى ایمان و یقین قطعى است ، زیرا ایمان به لقاء الله و باز گشت به سوى او حالت خشوع و خداترسى و احساس مسئولیت را در دل انسان زنده مى کند و این یکى از آثار تربیتى ایمان به معاد است که همه جا در برابر انسان صحنه آن دادگاه بزرگ را مجسم مى سازد و به انجام مسئولیتها و حق و عدالت دعوت مى کند.
این احتمال نیز وجود دارد که (ظن ) در اینجا به معنى گمان باشد، و این در حقیقت یک نوع مبالغه و تاءکید است که اگر انسان فرضا به آن دادگاه بزرگ ایمان نداشته باشد و فقط گمان کند، کافى است که از هر گونه خلافکارى خوددارى نماید و در واقع سرزنش به علماء یهود است که اگر ایمان شما حتى به درجه ظن و گمان برسد باز باید احساس مسئولیت کنید و دست از اینگونه تحریفات بردارید.
- ۹۲/۱۲/۰۲