سوره بقره، آیه 54
معنی لفظ بارئکم چیست؟
این اسم در قرآن کریم در سه جا آمده ، که دو تاى آنها در همین آیه است .و اگر از میان همه اسماء حسنى که بمعنایش با این مورد مناسبند نام (بارى ء) در این آیه اختصاص بذکر یافته ، شاید علتش این بوده باشد، که این کلمه قریب المعناى با کلمه خالق و موجد است ، که از ماده (ب - ر - ء) اشتقاق یافته ، وقتى میگوئى : (برء یبرء برائا) معنایش این است که فلانى فلان چیز را جدا کرد، و خدایتعالى از این رو بارى ء است ، که خلقت یا خلق را از عدم جدا مى کند، و یا انسان را از زمین جدا مى کند، پس کانه فرموده : (این توبه شما که یکدیگر کشى باشد، هر چند سخت ترین اوامر خدا است ، اما خدائیکه شما را باین نابود کردن امر کرده ، همان کسى است که شما را هستى داده ، از عدم در آورده ، آنروز خیر شما را در هستى دادن بشما دید، و لذا ایجادتان کرد، امروز خیرتان را در این مى بیند، که یکدگر را بکشید، و چگونه خیرخواه شما نیست ؟ با اینکه شما را آفرید؟ پس انتخاب کلمه (بارى ء)، و اضافه کردن آن بضمیر (کم - شما)، در جمله (بارئکم )، براى اشعار بخصوصیت است ، تا محبت خود را در دلهاشان برانگیزد.
این اسم مبارک، بیانگر خلقت حکیمانه و آفرینش هدفمند و نظام مند است ؛ به این بیان که: خداوند، بارى و فاصل انسانها از عدم به وجود و از نقص و کمال است.
خدایى که بارى ء انسان هاست و به آنها محبّت دارد: (بارئکم )
یعنی چه خودشان را بکشند ؟
در تفسیر قمى از معصوم نقل شده که فرمود: وقتى موسى از میانه قوم بسوى میقات بیرون شد، و پس از انجام میقات بمیانه قوم برگشت ، و دید که گوساله پرست شده اند، بایشان گفت : اى قوم شما بخود ظلم کردید، که گوساله پرستیدید، اینک باید که توبه بدرگاه آفریدگار خود برید، پس بکشتار یکدگر بپردازید، که این بهترین راه توبه شما نزد پروردگار شما است ، پرسیدند: چطور خود را بکشیم ؟ فرمود: صبح همگى با کارد یا آهن در بیت المقدس حاضر شوید، همینکه من بمنبر بنى اسرائیل بالا رفتم ، روى خود را بپوشانید، که کسى کسى را نشناسد، آنگاه بجان هم بیفتید، و یکدگر را بکشید.فرداى آنروز هفتاد هزار نفر از آنها که گوساله پرستیدند، در بیت المقدس جمع شدند، همینکه نماز موسى و ایشان تمام شد، موسى بمنبر رفت ، و مردم بجان هم افتادند، تا آنکه جبرئیل نازل شد، و گفت : بایشان فرمان بده : دست از کشتن بردارند، که خدا توبه شان را پذیرفت ، چون دست برداشتند، دیدند ده هزار نفرشان کشته شده ، و آیه (ذلکم خیر لکم عند بارئکم ، فتاب علیکم ، انه هو التواب الرحیم)، راجع باین داستان نازل شده .
خداى سبحان کشتار و قتل یکدیگر بنى اسرائیل را متمّم توبه آنان قرار داد. این حکم اگر چه به ظاهر سخت و خشن است، لیکن نسبت به تطهیر جامعه آلوده بنى اسرائیل، رحمت و به مثابه دفاع از اصلى ترین رکن همه ادیان آسمانى، یعنى توحید، و مبارزه با بدترین جرثومه فکرى، یعنى شرک است.
دستور قتل نفس در این آیه به معناى انتحار و خودکشى نیست، بلکه مراد از انفس، نفوس اقربا و ارحام و همه کسانى است که از بنى اسرائیل محسوبند و به واسطه یا وسایطى از طریق قرابت و رحم با یکدیگر پیوند دارند.
کشتن یکدیگر، به ویژه خویشان و دوستان، اگر چه هم براى قاتل و هم براى مقتول سخت و جانکاه بود، لیکن براى همگان خیر است ؛ زیرا این عذاب محدود و موقت دنیایى با اثر تطهیر از آلودگى شرک، سبب مصون ماندن بنى اسرائیل از عذاب جاویدان اخروى و نیل به فوز و بهجت سرمدى است.
همچنین یاد آورى خاطره تلخ آن، فرزندان و خلف این سلف را از فکر روآوردن به بت پرستى باز مى دارد. البته مقتول در معرکه دفاع از حریم توحید، که نائب و راضى به اعدام خود شد و آن را براى دفاع از حریم توحید تحمّل کرد، موجودى است زنده و قتل وى به سود اوست و او نیز به سود خود نایل مى شود. این خیر، نزد خداست و آن مقتول به نزد خدا راه دارد و خیر خود را نزد خداوند دریافت مى کند.
- ۹۲/۱۲/۰۳
هیچ یک از این نقل ها سند معتبرى ندارد و عدم نقل این جزئیات در روایات معتبر و نیز عدم تعرّض آیات قرآن نسبت به آن، گواه بر این است که عبرت آموزى که در نقل قصه ها منظور است و هدایت و پیامى که از حکایت هاى تاریخى استفاده مى شود، بر روشن شدن چنین جزئیاتى توقف ندارد. از این رو تعرض آن ها لازم نیست ؛ زیرا نه منقول عنه نفع قابل اعتنا دارد و نه نقل قابل اعتماد است.