بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن یَکْفُرُوا
بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ بَغْیًا أَن یُنَزِّلَ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ عَلَىٰ مَن
یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ ۖ فَبَاءُوا بِغَضَبٍ عَلَىٰ غَضَبٍ ۚ وَلِلْکَافِرِینَ
عَذَابٌ مُّهِینٌ ﴿٩٠﴾
معنی غضب علی غضب ؟
تسنیم:
احتمال
اول: خشم هاى متوالى و پى در پى خداوند تفسیر کرده اند (نه خصوص دو غضب ) و تتابع
خشم و توالى غضب هم به جهت اعتقادات باطل و اعمال فاسد متوالى بود که از آنان سر
میزد؛ نظیر اعتقاد به این که عزیز پسر خداست و دست خدا بسته است و خدا تهى دست است
و ما توانگر و مانند کفرى که به رسول گرامى ورزیدند و بغى و تجاوزى که در حق او رو
اداشتند.
احتمال
دوم: غضب مؤ کّد و شدید ؛ غضبى که به سبب کفر به به پیامبر حق، دامن گیر آنان شد.
عذاب مزبور گرچه واحد امّا عظیم و شدید است. این قول از ابومسلم نقل شده است .
احتمال
سوم: مقصود دو غضب است: غضب اوّل به سبب کفر به تورات و غضب دوم به جهت کفر به
قرآن، یا این که غضب اوّل بر اثر کفر آنان به آیات خدا و کشتن انبیا دامن گیر
نیاکان شده است: و غضب دوم غضبى است که بر اثر کفر به رسول گرامى و بغى نسبت به آن
حضرت، دامن گیر بازماندگان شده است.
نمونه:
قرآن مجید در سرگذشت بنى اسرائیل هنگامى که در بیابان (سینا) سرگردان
بودند، مى گوید (و بائوا بغضب من الله ) (آنها به غضب خدا باز گشتند) سپس اضافه مى
کند (این خشم خداوند نسبت به آنها به خاطر کشتن انبیاء و کافر شدن به آیات خدا
بود).
در سوره آل عمران آیه 112 نیز همین معنى دیده مى شود که یهود به خاطر کفر
به آیات خدا و قتل پیامبران مورد خشم خدا قرار گرفتند، این غضب اول است که دامنگیر
آنها شد. بازماندگان آنان بعد از ظهور پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلم )
همان روش نیاکان را در مورد این پیامبر ادامه دادند، یعنى نه تنها به آئین او کافر
شدند بلکه در برابر او به مبارزه برخاستند، این سبب شد که خشم و غضب تازه اى آنها
را فرا گیرد و این غضب دوم است لذا مى گوید: (فبائوا بغضب على غضب ). (بائوا) در
اصل به معنى بازگشتند و منزل گرفتند مى باشد و در اینجا کنایه از استحقاق پیدا
کردن است ، یعنى آنها خشم پروردگار را همچون منزل و مکانى براى خود برگزیدند.
المیزان:
ایشان با داشتن غضبى بخاطر کفرشان بقرآن ، و غضبى بعلت کفرشان بتورات که
از پیش داشتند از طرفدارى قرآن برگشتند.
معنی عذاب مهین ؟
تسنیم:
مصیبت در
دنیا گاهی گذشته از صبغه آزمون سبب مزید درجه است ؛ مانند آنچه براى اولیاى الهى
رخ مى دهد و زمانى جنبه ایقاظ و تنبیه دارد؛ نظیر آنچه براى اوساط اهل ایمان پدید
مى آید و گاهى جنبه کفّاره دارد؛ مانند آنچه براى قابلان تطهیر و شستشو حاصل مى
گردد و زمانى فقط براى خزى و رسوایى است ؛ نظیر آنچه براى ملحدان لدود که در مسیر
توبه نبوده و اصلاً به فکر انابه نیستند حاصل مى شود: (لهم فى الدنیا خزى ولهم فى
الاخرة عذاب عظیم ) و اما مصیبت در آخرت که به صورت دخول در آتش درمى آید، حتماً با
خزى و رسوایی همراه است : ربّنا انّک من تدخل النار فقد اخزیته ، لیکن برخى از خزى
ها موقت است و بعضى دائم ؛ خزى موقّت آن است که زمینه تمحیص و تطهیر تبهکار را
فراهم مى کند و سبب ورود وى به بهشت مى گردد و خزى دائم آن است که گنه کار در دوزخ
مخلّد باشد و به بهشت وارد نشود؛ بنابراین، کسى که محکوم عذاب بد شد، مصداق
وللکافرین عذاب مهینٌ است. هر چند اصل هون و وهن با اصل عذاب و دوام آن بادوام
عذاب ملازم است، لیکن عنوان (عذاب مهین ) به صورت ملکه ناظر به عذاب دائم است.
علّت
اهانت آمیز و ذلّت آور بودن عذاب اسرائیلیان معاند(وللکافرین عذاب مهین ) این
است که کفر آنان نیز مبتنى بر سادتى بود که ادعاى فضیلت بر دیگران
و اهانت و تحقیر نست به پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نشات مى گرفت ؛ یعنى چون
تعامل آنها با آیات الهى و دیگر امّت ها و نژادها از سر استکبار و تحقیرآمیز بود
عذاب آنان نیز با همین تحقیر در معاد ظهور مى کند و به صورت عذاب حقارت آور دامن
گیر آنان مى شود. اعاذنا اللّه من شر انفسنا و سیّئات اعمالنا.
اینکه نفسشان را داده اند در این معامله یعنی چی ؟ چه
اتفاقی افتاده ؟
تسنیم:
منظور از
اشتراء در اینجا معامله ای که در آن جان را دادند(دچار عذاب جان شدند) و کفر را
گرفتند.
نظر دیگر
این است که در آیه مورد بحث اشتراء طبق عقیده
بنى اسرائیل و سایر اهل کفر به معناى خریدن است ؛ زیرا اینان بر این
باور بودند که باید هویّت خود را بازیابند و جان خود را آزاد سازند و چنین مى
پنداشتند که با انکار نبوت رسول اکرم صلى الله علیه و آله و جحود قرآن کریم هویت
خویش را باز مى یابند.
نمونه:
در حقیقت یهود معامله زیان آورى انجام داده اند، کسانى که براى پیروى از
پیامبر موعود از سرزمینهاى خود کوچ کرده بودند و با مشکلات فراوان در سرزمین مدینه
مسکن گزیدند تا به مقصود برسند، سرانجام در صف منکران و کافران قرار گرفتند، لذا
قرآن مى گوید (آنها در برابر چه بهاى بدى خود را فروختند)؟ (بئس ما اشتروا به
انفسهم ).