إِنَّ الَّذینَ
یَکْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْکِتابِ وَ یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً
قَلیلاً أُولئِکَ ما یَأْکُلُونَ فی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَ لا
یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ
أَلیمٌ (174)
اگر خدا با کسی در آن روز صحبت کند او سعادتمند شده؟
نمونه: یکى از بزرگترین مواهب الهى در
جهان دیگر این است که خدا با مردم با ایمان از طریق لطف سخن مى گوید، یعنى همان
مقامى را که پیامبران الهى در این جهان داشتند و از لذت گفتگوى با پروردگار
بهرهمند مىشدند مؤمنان نیز در آن جهان به آن مفتخر مىشوند
منظور از سخن
گفتن در آیات مورد بحث سخن از روى لطف و احترام و محبت خاص است، نه سخنى که به
عنوان بىمهرى و تحقیر و طرد و مجازات باشد که این خود یکى از دردناک ترین کیفرها
است. چون خدا با مجرمان نیز سخن می گوید.
مجمع البیان: در معناى آن دو وجه است:
1- حسن و جبائى
مى گویند: مراد این نیست که خداوند با آنها اصلًا حرف نمیزند بلکه منظور این است
که با آنان بطورى که مىخواهند و دوست میدارند سخن نمی گوید و این خود علامت خشم و
غضب پروردگار است و گرنه با آنها بطور توبیخ و سؤال سخن خواهد گفت بدلیل
«فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ» یعنى از کلیه کسانى که پیغمبران
را بسوى آنها فرستادهایم سؤال، بعمل خواهیم آورد. و بدلیل اخْسَؤُا فِیها وَ لا
تُکَلِّمُونِ یعنى خداوند- در جواب
تقاضاى اهل جهنّم که مىگویند ما را از جهنم بیرون بیاور تا راه اطاعت پیش بگیریم-
میفرماید با خوارى در دوزخ باشید و حرف نزنید».
2- با آنها اصلًا حرف نمیزند. بنا بر این وجه مراد
از آیاتى که دلالت بر این دارد که خداوند از همه سؤال بعمل خواهد آورد این است که
ملائکه بامر خداوند از آنها سؤال مى کنند، «اخْسَؤُا فِیها» هم حمل بر دلالت حال
می شود باین معنا که اهل جهنم در حالى هستند که مناسب است بآنها «اخسئوا» گفته
شود.
بنا بر وجه اوّل
نفى تکلم خداوند از این لحاظ دلالت بر غضب او دارد که کلام ذاتاً براى آن وضع شده
است که فایدهاى بمستمع برساند و وقتى که مستمع از آن فایده اى نبرد بلکه موجب
محرومیّت او گردید، دلالت بر غضب متکلّم مى کند. بنا بر این کلامى که موجب غصه و
ناراحتى مستمع باشد در حقیقت کلام و تکلّم نیست.